423.جوکر +بیداری شبانه +بابا بزرگ
-
تاریخ: 1398/12/14 ساعت: 18:06
از نیمه شب گذشته و من بیدارم، خیلی کم پیش میاد که جدیدا این موقع بیدار باشم.فیلم جوکر رو داشتم میدیدم، خیلی به نظرم سیاه و غم انگیز بود، حقیقتا که با موضوع و تبعیض ای که در داستان هست موافقم ولی نمیدو
427. هعی روزگار
-
تاریخ: 1398/12/14 ساعت: 18:06
رفتم به او بگویم “من عاشقت شدم”رالرزیدم از نگاهشگفتم “عجب هوایی” حال دل ماست هعیییی
428. همچنان حبس
-
تاریخ: 1398/12/14 ساعت: 18:06
امشب میخوام سالاد ماکارونی درست کنم :))) یاد این تبلیغاته افتادم میگه میخوام سالاد درست کنم!!!حبس خونگی همچنان ادامه داره، بابا و مامان رفتن امروز یکمی چیز میز بخرن تموم شده بود بعد میگن فروشگاه خلوت
431.چالش های خل گرایان
-
تاریخ: 1398/12/14 ساعت: 18:06
میخوام غر نزنم هی نمیشه. دیشب داشتم فیلم میدیدم یهو ساعت 3ونیم گفتم یه چک کنم اینستا رو بخوابم بعلهههه استوری گذاشته که آره پام شکست دو ساعت دیگه عمل دارم. حالا استوری مال کیه ؟ 2 ساعت پیش! حالا منو م
409.آقای س + دیگر اتفاقات
-
تاریخ: 1398/9/30 ساعت: 20:50
به شدت این روز ها نوسانی و دارای حس سینوسی هستم!!! یعنی مثل اینکه یه لحظه سر شار از حس خوب و انرژی و برنامه ریزی و یه لحظه مثل توپ پنچر!!!!!! میزناهارخوری خریدیم ، وقتی بابا داشت میاورد خورد به سنگ تو
410.رنگی وار بودن بد است ...
-
تاریخ: 1398/9/30 ساعت: 20:50
از وقتی حرف هامو اینجا مینویسم حس بهتری دارم از اینکه جایی هست برای بیان احساساتم و ابنکه نکته مثبتش اینکه میتونم بیام بخونمشون بعدا و اگه کسی نظری داره که بده بدون اینکه بشناسه منو میگه این عالیه!حس
407. سریال فرندز + نوستالوژی
-
تاریخ: 1398/9/15 ساعت: 1:01
هوای مشهد آلوده است به حدی که دیروز دانشگاه هم حتیییی تعطیل بود! امروز از بلوار نماز میرفتیم و از ارتفاعات وقتی شهرو نگاه میکردیم خیلی سیاه بوده غبار سیاه همه شهرو گرفته! امشب هوا یکمی سردتر شده امیدو
408. جیجی جیجینگگگگگ
-
تاریخ: 1398/9/15 ساعت: 1:01
اگه بخوام بگم چه چیزهایی این روزها اتفاق میوفته واسم خیلی جالبناک شاید نباشه ولی شاید شماهم باهاش درگیر باشین یه اینترشیپه پیدا کردم واسه فرانسه! با ماهی 500 یورو حقوق و خوابگاه خیلی درگیر هستم که بر
397.گذشته دیدنی
-
تاریخ: 1398/9/9 ساعت: 18:23
دیوانگی یعنی توی تاریکی شب هندزفری به گوش پاییز جاری رضا صادقی گوش بدی ، سعی کنی بخوابی و به تو فکر کنم ... چه ترکیبی!!! به قول معروف عطر و آهنگ آدم ها رو میندازن توی خاطره ها من با هر جفتشون حسابی تحت تأثیر قرار میگیرم، آهنگ هایی که توی بازه زمانی های مختلف گوش دادم وقتی دوباره گوش میدم یاد اون موق...
398. 5 شنبه جینگولی وار
-
تاریخ: 1398/9/9 ساعت: 18:23
امروز روز خوبی بود ! با خنده ! با درس عبرت ، یکمی دلهره و کللللیییی انرژی مثبت و شادیصبح لبه جدول ها راه میرفتم و آهنگ بی نظیر رو گوش میدادم !!!! (( عاشق کافه است عاااشق بااارون ))یعنییی من عاشق پاییز
399.وقتی یکم از حقوقم رو میگیرم
-
تاریخ: 1398/9/9 ساعت: 18:23
میخواستم از بشر دو پا بنویسم که وقتی حقوقش را نمیگیرد چقققدر بی حال میشود و دیگر دل و دماغی برای کار کردن پیدا نمیکند، اینکه دیگر دوست ندارد سرکار برود و به نظرش بی فایده است.اما وقتی بیشتر فکر کرد
400.از من چه خبر ؟
-
تاریخ: 1398/9/9 ساعت: 18:23
امروز برای برادر جان عمو و بابا بزرگم رفتن کربلا آش پشت پا پختیم.ناهار میخوردیم که زن عمو زنگ زد و گفت که مادر بزرگ بابا فوت شده حالمون خیلی بد شدمدت زیادی نبود که توی بیمارستان بستری شده بود 93 س
401.اینگونه
-
تاریخ: 1398/9/9 ساعت: 18:23
به شدت این روز ها درگیرم !!! درگیر خودم ! سرم به شدت شلوفه و سعی میکنم که به همه کارهام برسم ! کلی گزارش باید تحویل بدم و کلی مقاله باید بخونم و کلی درس دارم و کلی قلبم شکسته !!!!توی آزمایشگاه بهم اهم
402. قطار رفتن
-
تاریخ: 1398/9/9 ساعت: 18:23
به بهانه موضوع انشا وبلاگ خرمالو شیرین فکر میکنم این آخرین باری است که با این قطار سفر میکنم !!! دیگر در این شهر دلیلی برای ماندن ندارم !ساعت را نگاه میکنم ، هنوز وقت دارم تا پیجر ایستگاه مسافران این
403. مهر + آبان = مهربان
-
تاریخ: 1398/9/9 ساعت: 18:23
هفته ناجالبی بود ! با دعوا با صاحبکارم سر موضوع پول و ادامه ندادن من شروع شد و با سمرما خوردگی داره تموم میشه !!! کلاس این ترم فرانسه رو فوق فشرده برداشتم یعنی سه رو زدر هفته هر جلسه 3 ساعت :)) حس خوب
404. تشخیص روانشناس چیه؟
-
تاریخ: 1398/9/9 ساعت: 18:23
خیلی ساده امساده لوحبدبخت و تنها اونقدر تنها که هیچکس رو ندارم حتی بهش فکر کنم که بهش بخوام پیام بدم بیاد باهام حرف بزنه و درد و دل هامو گوش بده فقط و فقط اونقدر که سرمو بذارم روی شونه اش گریه کنم بدو
405. احمق های دور و برم
-
تاریخ: 1398/9/9 ساعت: 18:23
خب اون ماجرای کار کردن و بهتر بگم حمالی بنده در باشگاه عنتر خانم تموم شد با دعوا و با اینکه اونا پول منو خوردن خدا انشالله به کمرشون بزنهبهشون گفتم من نمیام دیگه اونا هم. گفتن غلط کردی باید بیای منم گ
354.بارون + موی چتری + پاریس
-
تاریخ: 1398/4/6 ساعت: 19:22
الان که این متن رو مینویسم پشت میزم در کنار پنجره اتاقم نشسته ام و صدای شرشر بارون و هوای خنک منو فراگفته .به شدت حس خوبی در وجودم هست . برای خودم آهنگ گذاشتم و زیر بارون رقصیدم :)موهامو چتری کوتاه ک
355.سحر ندارد این شب تار
-
تاریخ: 1398/4/6 ساعت: 19:22
به شدت نیازمند یک دوست هستم که دوستم داشته باشه و منو بغل کنه گریه کنم و حرفمو بفهمه! حرف بزنم و بدون قضاوت حرفامو گوش بده! نصیحت نکنه و فقط گوش کنه و بغلم کنه.،بهم حق بده حتی اگه حق با من نیست اما حد
356.شنبه با بارون سیل آسا
-
تاریخ: 1398/4/6 ساعت: 19:22
دیروز با جلسه پیش دکتر اکبرزاده های عزیزم و سپس حل چند سوال با رها ودر انتها با رفتن پیش پسر عمه برای یاد گرفتن نرم افزار اتوکد گذشتمشهد به طرز سیل آسایی از افطار تا سحر بارون اومد! خخخخیلی شدید بود..