357.مزه روز هام - تاریخ: 1398/4/6 ساعت: 19:22
همیشه آخرین ها طعم بانمک تری دارند.خیلی از چیزها برای من آخرین ها شدند از آخرین کلاس درس لیسانس، آخرین سحری ماه رمضون تا آخرین افطاری با دوست های دانشگاه، آخرین پروژه و خیلی چیزهای دیگه آخری ها رو ذلت
358. خونه + نماز عید فطر - تاریخ: 1398/4/6 ساعت: 19:22
روز یکشنبه با خوشحالی تمام مامان به من یک خبر خیلی خوش داد !مشتری دوباره اومده برای خونه و به شدت مشتاق به طوری که طی 2 روز 3 بار سر زد و گفت اوکی کی خالی میکنین !؟یک خونه هم دیدیم ! قرار شد روز دوشن
359. تعطیل وار - تاریخ: 1398/4/6 ساعت: 19:22
روی کاناپه اتاقم نشسته ام و پاهایم را دراز کرده ام مینویسم !پنجره باز استصدای همسایه رو به رویی مان از توی کوچه می آید!! میخواهند بیرون شهر بروند ! وسائل شان را جمع میکنند !یکی میگوید : فلاسک بیار ! ع
360.شب بیداری - تاریخ: 1398/4/6 ساعت: 19:22
فردا 8 صبح کلاس حل نمونه سوال امتحان. ماشین دارم و بیدارم هنوز! :/از حرم میایم دل همه گرفته بود یکم بهتر شد ولی عالی عالی نشد یک نفر بهم sms زده بود که سلام ببخشید شما نامزد دارین. خانوم فلانی؟ من کی ام و اینکه شمارتون رو از کجا گیر آوردم بماند برای بعد من شما رو دیدم و خوشم اومده ووووات د هللل یعنی...
361.بر من چه میگذرد - تاریخ: 1398/4/6 ساعت: 19:22
خب فردی که sms میداد و درخواست ازدواج داد معلوم شد کیه! راننده تپسی!!! خدایااا آخه تو تاریکی شب توی صندلی عقب به ده دقیقه روی ماشین بودن بدون هیچ حرف زدن،! :////////به شدت درگیر امتحاناتم! پنجشنبه کنک
362.بهانه - تاریخ: 1398/4/6 ساعت: 19:22
دختر درونم بهانه میگیرد !!! دیشب برایش آلوچه خریدم ، صبح لاک زدم و موهایش را بافتم !!!اما هنوز بهانه میگیرد هی چشمانش پر از آب میشود و میخواهد گریه کند ! حواسش را پرت میکنم ، برای مدتی یادش میرود اما
363. خرگوش - تاریخ: 1398/4/6 ساعت: 19:22
شده ام شبیه اون خرگوشه توی turbo vpn که وقتی اینترنت ضعیفه و هرررچی میدوئه ولی نمیرسه !!! :/
324.دیروز ... + سرگذشت تا امروزم چگونه گذشت ؟!:) - تاریخ: 1398/1/5 ساعت: 4:39
دیروز بابا که مرخصی گرفته بود خونه بود . بهش گفتم منو میبری کلاس؟ساعت2 کلاس داشتم بعدش هم کلاس فرانسهبابا موافقت کرد . وسایلم رو جمع کردم .به بابا گفتم میشه قبل رقتن به دانشکده بریم تعاونی دانشگاه؟گفت
325.فیلم ما + آهنگ +زهرا - تاریخ: 1398/1/5 ساعت: 4:39
دیشب ازعلی واستم تا فیلمی که پارسال واسه روز دانشجو درست کردیم و منم نقش آفرینی داشتم ( مثلا بازیگر نقش اول زن :ی ) رو برام بالاخره بیاره !!! آورد و با دیدنش امروز خیلی از خاطراتم زنده شد :))بلیط تئا
326عروسی - تاریخ: 1398/1/5 ساعت: 4:39
دیشب عروسی حسام بودپسرخاله ای که انقدر اصرار داشت که توووورو خدا با فاطمه ازدواج کنم وقتی نه آوردم کارش به روانشناس و اینا کشیده بود.خاله دیوونه ام کرده بود ولی من نمیخواستمش !اخه ادم نمیتونه از یکی
327جمعه طور - تاریخ: 1398/1/5 ساعت: 4:39
امروز رفتیم خونه عمه مهمونی. بد نگذشت.عصر وقتی از خونه عمه میومدیم مامانم رفتش خونه خاله ،همه خاله ها و مامانی هم بودن اونجا .یک قسمت از سریال famکه جدید اومده بود رو دیدم.عصرونه خوردیم!دارم واسه تحقی
328. آخرین ها :)) - تاریخ: 1398/1/5 ساعت: 4:39
توی این هفته گذشته کلی اتفاقات افتاد هم خوب هم بد بازاررفتن و خرید کردن ، خداحافظی از شاخه و تعویض شدن ما ، آخرین جلسه کلاس فرانسه،تلاش های ناکام در جهت ثبتنام کلاس شنا ، فوت بابای دکتر اکبرزاده ،جلس
329.هندزفری - تاریخ: 1398/1/5 ساعت: 4:39
هندزفری که رها برای تولدم بهم کادو داده بود اون گومبولی سرش با پایه اش کنده شد و گم شد ! یعنی همیشه از اولش هم شل بودش ها ولی هی مراقبش بودم اما چند روز پیش وقتی از جیب کاپشنم در آوردم تا ببینمش دیدم
330.چطوری من ؟ - تاریخ: 1398/1/5 ساعت: 4:39
تاحالا شده که یه روزی به یک جایی برسی که هیچکس رو نداشته باشی؟اینکه هیچکس رو نداشته باشی که باهاش درد و دل کنی؟ آدم اهی نیاز داره یکی بیاد پیشش بهش بگه چه خبر؟ بهش بگه بگو ببینم کسی اذیتت نکرده برم بر
331. گشت زنی درشهر - تاریخ: 1398/1/5 ساعت: 4:39
امروز صبح هوا خیلی خوب بود مامان گفتش بیا بریم آزاد شهر راه بریم یکم .قبلش مامانی اومد خونمون ! سانیا دختر دایی ام هم با خودش آورده بود ، بابایی تراریومی که بردیم براش سنگ ریزه هاشو درست کنیم دیشب و ب
332.سالی که بدرقه میکنم - تاریخ: 1398/1/5 ساعت: 4:39
سلام به سال 97 .چطوری خوبی؟ نفس های آخرت هست و خوشحالم که تموم میشی !حتی آخرین لحظاتت هم با دعوا و جنگ همراهی /:خب از مسافرت قشم توی عید باهات شروع کردیم و نزدیک بود توی راه تصادف کنیم و بریم اون دنیا
333. سلام سال نو - تاریخ: 1398/1/5 ساعت: 4:39
خب سال نو شد و این هم از اولین نوشته من در سال 98 . 98 برای من عددی شگفت انگیز و خوش یوم بوده امیدوارم امسال بهترین سال باشه واسه همه :)امسال کلی تصمیم جدید دارم کلی فعالیت و برنامه ریزی و امیدوارم ک
41.سینما - تاریخ: 1396/11/28 ساعت: 22:02
امروز توی تقویم رنگی رنگی روز تئاتر یا سینما رفتن بود ،برحسب اتفاق من و دوست جان تصمیم داشتیم بریم.بلیط رزرو کرد و منم چیپس و آلوچه خریدم.رفتیم سینما آفریقا ،فیلم آینه بغل !عالللللیییی بودددا عالییی کلی خندیدیم (: برگشتیم خونه ،مامان دلمه فلفل دلمه ای درست کرد عالیییه قیافش :)Let's block ads! (Why?)
42. جمعه خانوادگی - تاریخ: 1396/11/28 ساعت: 22:02
صبح ساعت 7 صبح بیدار شدم بقیه هنوز خواب بودن ، چایی گذاشتم و مقاله نشریه انجمن رو شروع به نوشتن کردم!چیز خوبی از آب دراومد ، واسه مینو فرستادم خیلی خو
43.شما چیکار می کنید؟ - تاریخ: 1396/11/28 ساعت: 22:02
تاحالا شده که از کسی ناراحت باشین ولی اینقدر دلیل مسخره باشه یا غیرقابل گفتن باشه و نتونین بگین چرا ازش ناراحتین؟حتی بدتر از اون نشون هم دادی بهش که ن